تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بودن و نا بودن امید فر

تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بودن و نا بودن امید فردایی هراسی می رباید خواب از چشمت کسی، خورشید و صبح و نور را در باور روح تو ، میخواند و هنگامی که ترسی گنگ می گوید: رها گردیده، تنهایی و شب تاریکی اش را ، بر نگاه خسته می مالد طلوع روشن نوری به پلکت ، آیه های صبح می خواند کلام گرم محبوبی کمی نزدیک تر از یک رگ گردن ، به گوش ات نوای عشق میگوید: ........فقط خدا
دیدگاه ها (۱)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بودن و نا بودن امید فردای...

تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بودن و نا بودن امید فردای...

تـو آیـا دیـــــده ای وقتـــــی شبـی تاریـڪمیـان بـودڹ و ناب...

خدا را دیده ای آیا؟ تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک میان بو...

خدا را دیده ای آیا ؟**تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریکمیان بودن...

خدا را دیده ای آیا؟تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریکمیان بودن و ...

...نظر ز راه نگیرم مگر که باز آییدوباره پنجره ها را به صبح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط