میشه نری...؟

میشه نری...؟
حداقل حالا نرو، حالا که هوا سرده... بذار یه کم بعد...
پا که میذارم زمین یخه
به هر چی دست میزنم یخه
رو تخت که دراز می کشم یخه...
بذار فکر کنم هستی، فکرم بره سمتِ تو، یخ نبنده...
نرو، خب...؟‌ حالا نرو...
یه وقتی برو که دلِ آدم بغل نخواد، لرزِ ش نگیره...
یه جوری برو که جات سوز نیاد، آدم نَچاد، عطسش نگیره...
بابام میگفت پیر اگه زمستونو رد کنه زنده میمونه
بذار دلِ منم این زمستونو با تو رد کنه،دردش نگیره...
نرو، خب...؟ توو این سرما نرو...
توو این سوزِ لعنتی که میزنه به استخونا نرو
دیدگاه ها (۲)

#خانه های قدیمی را دوست دارم ...چایی همیشه دم است روی سماور ...

هیچ کسی طرف تالیا نیست حتی مادرش 😔 تنها کسی از زمانی که به ک...

*.the Law of Violence.*

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

#دوست_پسر_شطون_من Part:7با کای و روکا یه شام مفصل خوردیم و گ...

part 3

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط