حرمت ها ڪہ شکستـہ شـد

حرمت ها ڪہ شکستـہ شـد
 مسیح هـم ڪہ باشـے نمـےتوانـے دل شکسـته را احیـا کنـے
آنـچہ در دستت امانتـے پنهان بـود حراج شد
آنچـہ نبایـد بگویـے گفتـه شد
فاجـعہ را یڪ عذر خواهـے درست نمـےکنـد
حـرف حـرف ویران کردن دل است ن دیواری ڪہ خراب کنـے واز نو بسازے
دلـے ڪہ ویران کردے خودت ساکن آن بودے راستـے حالا ڪہ خودت را بـے خانه کردی
با آوارگیت چـہ میکنـے؟
شاید بـہ خرابه هاے جـا مانـده از دیگران پناه میبـرے
دیدگاه ها (۱)

حرمت ها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احی...

حرمت‌ها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنیآنچه در دستت ام...

مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنیآنچه در دستت ام...

حرمتها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

حرمتها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

حرمتها که شکسته شد , مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را اح...

حرمت ها که شکسته شد ،مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را اح...

حرمتها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط