#عشق_مافیای_من

#عشق_مافیای_من
پارت۶
دازای بوسه ای روی لب چوکی میزاره اروم ولی پر از عشق
دازای:چقدر صبر کردم بگم ولی...... عاشقت شدم کوچولو
چویا: شوکه بود ولی چیزی نگفت*
چند ساعت بعد
چوکی بلند میشه دستش شکسته شده*
ا ایی درد میکنه آروم تر
دازای داره بانداژ میکنه زخماشو
دازای: ببخشید ببخشید روی باند بوسه میزنه*
دازای ت تو چرا از من خوشت میاد
دازای: اوممممم خب قیافت اخلاقت..... لبخندت
ل لبخندم؟
چویا وارد میشه: هوی مرغ عشقای عاشق بس کنید
دازای باند رو تموم میکنه
دازای: ببخشید ببخشید
چوکیوقرمز شده و به پایین نگاه میکنه*
که دازای بوسه ای روی موهام میزنه
خماریییییی
پارت بعدی۵لایک
دیدگاه ها (۳)

کیا بیدارن؟

چویا💘💁🏻‍♀️ سوال پست:از ساعت چند بیداری؟ اصکی: ترخداااا اجازه...

ویلیام💘💁🏻‍♀️ سوال پست:ورزش مورد علاقت؟ اصکی: ترخداااا اجازه ...

روبی💘💁🏻‍♀️ سوال پست:آیدل مورد علاقت؟ اصکی: ترخداااا اجازه بگ...

#عشق_مافیای_من پارت۱۴☆بزار یکم بخوابم ترخدا دازای: بلند شو پ...

#عشق_مافیای_من پارت۲۳بعد از چند دقیقه چویا امد انگار استرس د...

#عشق_مافیای_من پارت۳٠چویا: عوض شدی چوکی خیلیــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط