🌙 #شب_نشینی_با_شهدا

🌙 #شب_نشینی_با_شهدا
👈 وقتی در آن سر و صدا و شلوغی همه می‌خوابند روی زمین، حسین جانبازی را می‌بیند که نمی‌تواند فرار کند و روی ویلچر گیر کرده، حسین هم به سمت آن جانباز می‌دود تا او را عقب بیاورد
دیدگاه ها (۱)

اربأ اربأ را همین اندازه می گــــویم ‌فقط:دشت لبریز از #گُلِ...

دکتر گفت #چادرم رو دربیارم تا راحت تر مجروح رو #جابجا کنم،او...

✋ سالروز ولادت...🌸 زاد روز زمینی شدنت مبارک ای مرد...🍃 خبر د...

_امروز چندمه؟+ 21 مهر_مناسبت داریم؟+اوهوم😉 _چه روزیه؟+تولد ...

من فکر می‌کنم وقتی آقا وارد بهشت شده‌ رئیسی دوباره همینجوری ...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط