معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم.

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم.
یکی از بچه ها اومد انشاشو خوند: بعضی روزها انقدر سرما زیاد است که حتی سگ هم از خانه ی خود بیرون نمی آید اما معلم ما به مدرسه می آید!!!!!
.
..

من
بچه ها
سگای محل
سرمای زمستون
دیدگاه ها (۲)

وقت اعتراف فرا رسیده من از سلنا گومز متنفرم دماغش شبیه گوجست...

....

اینقدر حال میده.......بری مهمونی،دخترشون برات شربت بیاره آرو...

یک نصیحت از دکتر " نیلجسیژوکستانیفیک"......دکتر "نیلجسیژوکست...

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط