مامان كه شدم :

مامان كه شدم :
ب پسرم خيلى محبت ميكنم اونقدرى ك بزرگ شد با عشقش مث يه پرنسس رفتار كنه تا جفتش بفهمه كه پسرم تو دستاى يه ملكه بزرگ شده !!
روزا دستاشو ميگيرم و چنان با محبت بغلش ميكنم كه بغل كردن عاشقونرو با تمام وجودش ياد بگيره !!
بهش ياد ميدم همه ى آدمها خصوصاً همسرشون تشنه محبتند و پنهون كردن عشق و علاقه زندگيشو سرد ميكنه !!
بهش ياد ميدم خانما آقا بالاسر و سايه سر نميخوان عشق ، دوست ، صداقت ، همراه صميمى ميخوان !!
بهش ياد ميدم كه هيچوقت دل عشقشو نشكونه چون ديگه نميتونه ترميمش كنه !!
بهش ياد ميدم اونقدر عاشقونه ب عشقش نيگا كنه كه انگارى قحطى آدمه !!
به پسرم ياد ميدم كه عشقشو عاشقونه بغل كنه نه از روى هوس و عادت !!!
براش كادوهاى كوچيك با معنى ميخرم تا كادو دادن به آدمهاى ك دوسشون داره بشه فرهنگش !!
بهش اونقدر حرفاى محبت آميز ميزنم ك كلام پر مهربشه ورد كلومش !!
همه ى اينكارارو ميكنم تا پسرم همونى بشه ك هميشه از جفت ايده آل تو ذهنم بوده و هست اينطورى هم خودش از زندگى لذت ميبره و هم جفتش !!
من به خاطر اينكه ى مرد پر محبت و غيرت به اين دنيا اضافه بشه
حتماً يه روز مادر ميشم !!
دیدگاه ها (۱۵)

بچه ها ی سناریو چصی نوشتم اما نمیدونم پستش کنم یا نه چون نمی...

رمان آرام باش

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

#معشوقه_آلفا

منابع لبنانی: همه کسانی که در تونل‌ها بودند، کشته شدند.و هر ...

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: از توافق عربستان، ترکیه ...

رمان تو خود منی

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط