✍...بُغضی سِمج هر شب گلوی

✍...بُغضی سِمج هر شب گلوی

مرا میبوسد

سنگینی اش ،
چشمانم را خیس میکند

و قامتم را خمیده تر از دیروز

این روزها
دلم ...
یک تکیه گاه میخواهد

تکیه گاهی که نلرزد

که نریزد
یک لمیدن از جنسِ نابِ آرامش


❣
دیدگاه ها (۴)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

مرد بی رحم

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

بُغضی سِمج هر شب گلوی مرا میبوسدسنگینی اش ، چشمانم را خیس می...

بغضے سِمج هر شب گلوے مرا میبوسدسنگینے اش،چشمانم را خیس میڪند...

بُغـضی سِمِج هرشَب گـلویِ مرآ میبوسَد سنگینی اَش چشمآنَم رآ ...

این روزها دلم ...یک تکیه گاه میخواهدتکیه گاهی که نلرزدکه نری...

این روزها دلم یک تکیه گاه میخواهد تکیه گاهی که نلرزدکه نریزد...

این روزها دلم یک تکیه گاه میخواهد تکیه گاهی که نلرزدکه نریزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط