گشود چون سرِ غمنامه‏‌ام، به قاصد گفت‏

گشود چون سرِ غمنامه‏‌ام، به قاصد گفت‏
برو بگو که بمیرد ز غم، جواب این است
دیدگاه ها (۱)

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم ...با دوست بگوییم که او محرم ...

روزنامه پیروزیچاپ دوشنبه - ۲۴ مهر ۹۶

زلبت نبات خیزد،چو خنده برگشایی ...

مسی سواحل بوشهر فوتوشاپ از خودم

کالان

خیلی غم‌انگیز نیست؟ اینکه آدمیزاد در این دنیا برای یک زندگی ...

ای تن زخمی تو غم منز پی‌ات برود سر منتویی جاویدان وطنم 🇮🇷🪽عی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط