میروم تا گذری بر در میخانه کنم.

میروم تا گذری بر در میخانه کنم.
میروم تازه گلو از لب و پیمانه کنم.

ساقیا باز بکن خمره شرابی کهنه.
جان فدای سر آن ساقی دردانه کنم.

پیک را پر کن وآنقدر نده آزارم.
تا که بیرون ز سرم فتنه،فتانه کنم.

می بنوشان که زغم خانه خرابم ساقی.
تا به می،دورغم از خانه ی ویرانه کنم.

درسرم یاد عزیزیست بده بادی ناب.
تا شکایت ز همان خاطر بیگانه کنم.

هرطرف مینگرم روی نگار است ولی.
حسرتی تا به لبش بوسه جانانه کنم.

رنج دارد که توخواهی و نخواهد یارت.
من چه خاکی بسرازدست تودیوانه کنم.

قصه شعله ی شمع وپر پروانه مراست.
مست گردان که سخن از پر پروانه کنم.
دیدگاه ها (۳)

میروم تا گذری بر در میخانه کنم.میروم تازه گلو از لب و پیمانه...

میروم تا گذری بر در میخانه کنم.میروم تازه گلو از لب و پیمانه...

#اشعار_کمال_الدین_وحشی_بافقی________________________________...

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

اگه ازش دوری براش بفرست#عاشقانه #love #موسیقی

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

بیاید تصور کنیم :)#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط