میروم تا گذری بر در میخانه کنم.

میروم تا گذری بر در میخانه کنم.
میروم تازه گلو از لب و پیمانه کنم.

ساقیا باز بکن خمره شرابی کهنه.
جان فدای سر آن ساقی دردانه کنم.

پیک را پر کن وآنقدر نده آزارم.
تا که بیرون ز سرم فتنه،فتانه کنم.

می بنوشان که زغم خانه خرابم ساقی.
تا به می،دورغم از خانه ی ویرانه کنم.

درسرم یاد عزیزیست بده بادی ناب.
تا شکایت ز همان خاطر بیگانه کنم.

هرطرف مینگرم روی نگار است ولی.
حسرتی تا به لبش بوسه جانانه کنم.

رنج دارد که توخواهی و نخواهد یارت.
من چه خاکی بسرازدست تودیوانه کنم.

قصه شعله ی شمع وپر پروانه مراست.
مست گردان که سخن از پر پروانه کنم.
دیدگاه ها (۳)

گفتم عزیز قلبمی گفتی مگر دلداده ای!گفتم فدای چشم تو گفتی دگر...

حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم ......نفهمیدم که خوش بودی ...

پا به پایت عاشقانه این همه راه آمدمغافل اما هم چو یوسف ب...

نیست هوایی به سرم ، غیر هوای روی توکوچه به کوچه گشته ام،ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط