کسی هرگز نمیفهمد چه بغضی در گلو داری...

کسی هرگز نمیفهمد چه بغضی در گلو داری...
تحمل میکنی دایم-دروغی تلخ و تکراری....

نه او سهم تو از دنیاست، نه تو سهم خیال او...
برو ، دیگر رهایش کن ، نگو هی دوستش داری....

نگو یک معجزه کافیست تا او سهم تو باشد...
چه امیدی؟ چه اعجازی؟ تو باید دست برداری....

تصور کن که او دایم به دنیای تو وابسته است...
عجب تصویر مخدوشی؟ عجب؟! تا کی خودآزاری؟...

ببین ! دنیا همین بوده پس از این هم همین...اما....
کدامین عشق پا برجاست؟ کدامین عشق اجباری.....
دیدگاه ها (۶)

دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیربا وفای ساده ی خلوت گزین...

بی تو دلتنگ ترین شاعرِ پائیز منمصاحبِ کوله ای از شعر غم انگی...

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﭘﺮﻣﻬﺮﺕ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ...

گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشتاینکه من را تاکجاها می بر...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

#گروگان_قلبم #part_28با زنگ خوردن گوشیش تلفن برداشت و اروم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط