باز بـــوی باورم خـــــاکستریست

باز بـــوی باورم خـــــاکستریست
واژه هـــای دفتــرم خاکستریست

پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم
هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم

مــا به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم

پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد
عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند

باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست
آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـــــه از ســــر شقـــایق نیستی

غــرق در دریــا شدن کار تو نیست
شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست

بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز
ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز

خواستم چیزی بگویم دیــــر شد
واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد

قصه ی نـــا گفته بسیار است باز
دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز

دستهارا باز در شبـــهای ســـرد
هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد

مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها
می رسد ته مانده ی بشقابــــها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

قصـه هــای خوب رفت از یادهـــا
بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا

صحبت از عدل و عدالت نابجاست
ســــود در بازار ابن الوقــتهاست

گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا

ای کــــه می آیدصدای گــریه ات
نیمه شـــبها از پس دیوار هـــــا

گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت
در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا

من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا


حسین منزوی
دیدگاه ها (۱)

در مورد هیچ چیزاز روی ظاهر قضاوت نکن ؛مار هر چقدر زیباتر ، ن...

بعد از مقاومت محمدکریم مبارز مصری،در مقابل فرانسوی‌ها و شکست...

و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر...

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردممذاق عاشقی دارم پی دیدا...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط