تو ماهترینی، چه کنم؟ دل به تو بستم

تو ماهترینی، چه کنم؟ دل به تو بستم
مهتاب شب غم، به امید تو نشستم

در طالع من چرخ زنانی تو همیشه
ای ماه، من از تابش مهتاب تو مستم

#حمید_حسینی 
دیدگاه ها (۲۱)

چای گیجی وسط کافه ی دنیا بودم!قند لبخند تو پیش همه محبوبم کر...

‏هر آنچه دوست داشتم برای من نماند و رفتامید ِ آخرین اگر تویی...

ز بس که بال زد دلم‌، به سینه در هوای تواگر دهان گشودمی، کبوت...

چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوستدو دیده ام مژه بر هم، دمی...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

سرم ای ماه به دامان نوازش بگذار...تا در آغوش تو سوز غزلی ساز...

من عاشق وطنم به فکر هموطنم چه می‌توانم کرد کمک به هم وطنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط