دردسرعشق

*دردسرعشق🍷*

پارت۵

که یهو جیمین و جیهوپ صدایی شنیدن
هر دو پناه گرفتن و جیمین سمت راست و جیهوپ سمت چپ
جیهوپ: ممکنه اون موجود باشه؟؟
جیمین: نمیدونم
جیهوپ: این ترقه رو بندازم هوا تا ا/ت و بغییه بیان؟؟
جیمین: نه،ماکه نمیدونیم واقعا اون موجود هست یا نه
جیهوپ: باشه
صدا بازم میومد مثل این بود که یکی داره وسایل رو پرت میکنه
جیمین: بریم جلو؟؟
جیهوپ: تو برو من از پشت هواتو دارم(😂)
جیمین: چرا اینقد می‌ترسی؟ باهم میریم
جیهوپ پوکر گفت باشه و شمشیراشونو آماده کردن و کم کم جلو رفتن
جیمین: تا سه میشمارم بعد حمله میکنیم اگه اون بود ترقه رو بنداز هوا باشه؟
جیهوپ: باشه
جیمین:۱
۲
۳
و هر دو دویدن ولی اونجا چیزی نبود
جیمین: اون کجا رفت؟؟
جیهوپ: نمیدونم
که یهو یه چیزی رو گردنشون حس کردن با تعجب برگشتن که دیدن
تهیونگ و نامجونن(😂🤦‍♀️)
تهیونگ: شماین؟
جیمین: آره...ترسوندیمون
نامجون: ببخشید آخه صدایی میومد مثل اینکه یکی وسایل رو پرت می‌کرد ماهم فکر کردیم اون موجوده
جیهوپ: ماهم اون صدا رو شنیدیم
تهیونگ: یعنی شما نبودید؟
جیمین: نه
نامجون: پس کجا رفته؟
جیهوپ: نمیدونیم
که یهو صدای داد اومد همه با تعجب برگشتن که دیدن کوک و جین و یونگی دارن با داد به طرفشون میدون(🤣🤣)
نامجون: چتونه؟؟
جین: ع شما بودین؟
یونگی: فکر کردیم اون موجود اینجاست آخه صدا میومد
جیمین زد زیر خنده و گفت: مثل احمقا میدویدین
کوک: هر هر
همه زدن زیر خنده که یهو اون موجود بهشون از بالا حمله کرد
(قیافه ی زشتی داشت و کوتوله بود)
همه جا خالا دادن و اون وسط بود و پرنس ها دورش
جیهوپ: ترقه رو بندازم؟
تهیونگ: واسه چی ماکه همه اینجاییم
کوک: ا/ت کجاست؟؟
جیمین: بندازش
جیهوپ ترقه رو انداخت و تو آسمون منفجر شد و دود تیره و سفید رنگی پخش و بعد چند لحظه ناپدید شد
جیهوپ: حالا چکار کنیم؟؟
نامجون: نمیدونم
تهیونگ: بهش حمله کنیم و از بین ببریمش
جین: بزارید ا/ت بیاد ما که نمیدونیم چجوری اونو از بین ببریم
جیهوپ: آره راست میگه من که اصلا نمیخام به این موجود دست...
تا خواست ادامه بده یهو اهریمن به جیهوپ حمله کرد و می‌خواست بکشتش جیهوپ دوباره جا خالی داد ورفت کنار
ولی باز هم اهریمن دنبالش کرد و بهش حمله کرد
جیهوپ: چرا افتاده دنبال من؟؟
تهیونگ خواست به اهریمن حمله کنه و به طرف اهریمن دوید و خواست با شمشیر بکشتش ولی اهریمن جاخالی داد و تهیونگ پرت شد یه طرف
تهیونگ: آخخخ سرم...نکبت
اهریمن به کوک حمله کرد
دیدگاه ها (۰)

*دردسر عشق🍷 کوک حواسش نبود و اهریمن با مشت محکمی به صورت کوک...

خونآشام من

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط