دختر یک پاکبان میگفت :

دختر یک پاکبان میگفت :
هروقت که نذری میدن بابای من تا
صبح از خستگی و کمردرد خوابش نمی بره، کاش هیچوقت نذری ندن !

با فرهنگ باشیم !
دیدگاه ها (۱)

انسان های حسود دیگران را آزار میدهند...اما خود را شکنجه..!!

دلشده ها:اصلا حسین جنس غمش فرق میکنه

أَلا بِذکْرِ اللّهِ تطمَئِنّ الْقُلُوببا ذکرخدا قلبها آرام م...

هرکجا نوش کنی آب روان به لب خشک حسین(ع) شاه شهیدان صلوات ......

چندپارتی☆........درخواستی>>>[لطفا تو کار ادمین دخالت نشه]p.4...

☆پارت۶☆☆ستاره‌ای در شب☆☆ذهن جانگ☆حالا چیکار کنم این دختره که...

عشق بی ثمرپارت 1__________سوا ویو:دخترک، مانند هرشب، بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط