مثلث عشقی من

مثلث عشقی من
پارت ۷:

خوش به حال زن آیندش نه بخاطر پولش به خاطر عشقی که می‌تونه از این مرد دریافت کنه مردم ده خیلی دوستش دارن چون کلی به مردم کمک می‌کنه
بچه های ده خیلی بیشتر دوستش دارن
چون میگن خیلی باهاشون با عشق رفتار می‌کنه.
چند ساله مردم راجب دشمنی ارباب کیم و ارباب جئون حرف میزنند، کنجاویم تحریک شده که ازش بپرسم چه چیزی ارزش این دوستی چندین چند ساله از بین برده؟
اونا رو نمیشد از هم جدا کرد قیافم متعجب بود.
یهو دیدم ارباب جئون آروم خندید و یهو صدای خندش بلد تر شد ازش پرسیدم
ات: چی خنده داره؟ (تعجب)
کوک: وقتی تعجب میکنی خیلی خنده دار میشی (خنده شدید)
ات: مگه چجوری میشم؟
کوک: ه..هیچی (نفس نفس به دلیل خنده)
ات: باشه (متعجب)
کوک: خواهش میکنم تعجب نکن وگرنه از خنده روده بر میشم.(خنده)
ات: چه خنده قشنگی داشت وقتی می‌خندید شبیه خرگوش ها میشه احساس میکنم با خندش قند تو دلم کیلو کیلو آب میشد.
(تو ذهنش)
یهو از دهنم پرید
ات: خنده زیبایی دارید ارباب
یهو چهرش جدی شد یعنی حرفم بد بود؟
گفت
کوک:.....
.
.
.
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

مثلث عشقی من پارت ۸:ویو کوککوک: بسه دیگه بهت زیاد رو دادم ات...

مثلث عشقی من پارت۹:ویو رسیدن به خونه کوکات ویوکوک: بیدار شو ...

مثلث عشقی من پارت۶:جونگکوک: صبر کن تو خواهر معاون من دای نیس...

:part ۵ساعت نزدیکای ۳ شب بود که با صدای دستگیره در بیدار شدم...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

.♡دزدی من ♡.پارت۶که یهو پسره که بهم باخته بود بهم نگاه کرد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط