در راسته‌ی عطر فروشان، امشب
‏در بین هزار شیشه‌ی مشک و گلاب
‏می‌پرسم
‏دستمال عطر آگینی از نفس او چند؟


دیدگاه ها (۰)

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی‌دانم چه کار کنم مثل پرنده‌ای...

می روم کمی دوستت دارم بگیرم دو فنجان سیاه و سفید مواد لازم ب...

مأوای ما گلبرگ کوچکی ستبازمانده از باغی دوربا هزار زمستان دی...

‌باران گرفته استهرکس به زیر حفاظی کشیده سرمرا چه باک ز باران...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷در #تـوهـزار مزرعـه ی #خشـ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷تو گاهی #شعر می شویدر سیاه...

فصل دوم بخش سوم سرزمین آسیب دیده از زبان آنتونی part30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط