گرچه میدانم نمی‌آید ولی هر دم ز شوق

گرچه میدانم نمی‌آید ولی هر دم ز شوق
سوی در می‌آیم و هر سو نگاهی میکنم

#هدایت_طبرستانی
دیدگاه ها (۰)

دَردم به جان رسید و طبیبم پدید نیستدارو فروشِ خَسته دلان را ...

دلم، برای توتنگ شده است اما ؛نمی‌دانم چه کار کنم!مثل پرنده‌ا...

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهانترک آسایش گرفتیم این زمان...

مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماندمیان شاخه‌های گل مشو پنهان...

#شعر_معاصرشوق دیدار توام هستچه باکبه نشیب آمدم اینک ز فرازبه...

سبحه بر کف، توبه بر لب، دل پر از شوق گناهمعصیت را خنده می‌آی...

سبحه بر کف، توبه بر لب، دل پر از شوق گناهمعصیت را خنده می‌آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط