مافیای من
مافیای من
پارت ۱
همهچی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اونهمه جیغ و داد، جونگ کوک رو استیج داشت برای دوربینها میخندید و دلبری میکرد. منم اونطرفا داشتم دنبال یه سری کارای هماهنگی میگشتم که گذرم خورد به راهروی پشتصحنه. یهو درِ یه اتاق باز شد و جونگ کوک اومد بیرون. ولی اصلاً اون جونگ کوک نبود که روی استیج دیده بودم. یه تیشرت مشکی تنش بود، کلافه بود و یه کلتِ سیاه هم توی دستش بود! داشت با تلفن داد میزد و به یکی خطونشون میکشید. تا چشمش بهم افتاد، تلفن رو قطع کرد. اونقدر ترسیده بودم که حتی نتونستم برگردم و فرار کنم. تازه اونجا بود که دوزاریم افتاد این مافیابازیهایی که پشتصحنه راه انداختن، از اون چیزی که فکر میکردیم خیلی جدیتره.
شرط:
لایک : ۱۰ تا
کامنت ۱۰تا بجز آدم تکراری
پارت ۱
همهچی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اونهمه جیغ و داد، جونگ کوک رو استیج داشت برای دوربینها میخندید و دلبری میکرد. منم اونطرفا داشتم دنبال یه سری کارای هماهنگی میگشتم که گذرم خورد به راهروی پشتصحنه. یهو درِ یه اتاق باز شد و جونگ کوک اومد بیرون. ولی اصلاً اون جونگ کوک نبود که روی استیج دیده بودم. یه تیشرت مشکی تنش بود، کلافه بود و یه کلتِ سیاه هم توی دستش بود! داشت با تلفن داد میزد و به یکی خطونشون میکشید. تا چشمش بهم افتاد، تلفن رو قطع کرد. اونقدر ترسیده بودم که حتی نتونستم برگردم و فرار کنم. تازه اونجا بود که دوزاریم افتاد این مافیابازیهایی که پشتصحنه راه انداختن، از اون چیزی که فکر میکردیم خیلی جدیتره.
شرط:
لایک : ۱۰ تا
کامنت ۱۰تا بجز آدم تکراری
- ۲۵۳
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط