آن زمان که "آفتاب روز"

آن زمان که "آفتاب روز"
آرامش صبح را در هم میشکند
در مه صبحگاهی بال بگشا...
دست جهان را در دستهایت بفشار
و "گل لبخند" بر لبان بنشان
چه با شکوه است زنده بودن...
دیدگاه ها (۱)

آفتابا چه خبر ؟گل ِخورشید دمیده‌ستو خیالت جاریستدیدنت ناب‌تر...

یادداشتهمان طور که مه صبحگاهی کمرنگ بر روی رودخانه می‌نشیند،...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط