حالیمون بود؟ نبود ...

حالیمون بود؟ نبود ...
به خودمون گفتیم همه چی درست میشه!
حالیمون نبود‌. فکر میکردیم میشه. هی اُفتادیم و هی پا شدیم. پامون زخم شد ، کبود شد ، شکست ، قطع شد. نمیدونَم چِجوری ، ولی بازم پا شدیم.
حالا دیگه هیچی ازَمون نمونده ، حالا که تیکه تیکه شدیم فهمیدیم نِمیشه و هیچوقت َقرار نیست بشه ...!
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم برا یه بارم شده ببینمت شاید....این دم دمای عمرم با...

+آخرین گفته هاتو بگو....!+ آقای قاضی فقط خواستم کنارم باشه :...

سال های ماندن ( فلش بک چند ساله )ویو چویاحدود پنج سالی بود ک...

زندگی پر سر و صدای من در آکادمی ua

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط