Part:13. #ریاست.عشق

Part:13. #ریاست.عشق


رفتیم داخل اتاقمون
پام درد می کرد رفتم نشستم که دیدم جونگکوک اومد داخل

نشست پیشم و پامو ماساژ داد و یه چیزی مالید بهشو بستش

+ممنون

_یکم بخواب فردا صبح باید بلند شیم

+اوک شب بخیر

_شب بخیر

بعد رفتیم سر جامون و خوابیدم
....

با صدای برخورد ظرف مسی به زمین از جام پریدم

&پاشید دیگه

_ساعت چنده

&هشت

+هشت صبح!

& وااا چرا جوری حرف می زنی انگار تا حالا ساعت هشت بلند نشدی

+چون بلند نشدیم

&باعععع پاشید ببینم اینجا شهر نیست
اومدم بیدار نبودید

_بیدار می شیم
دیدگاه ها (۰)

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت اول | غریبه‌ی عمارت باران از صبح بی‌وقف...

........//برده ی زیبا//.......

فیک تهیونگ

#کپشن #۱

تکپارتی جیمین تو فقط مال منیویو ات امروز قرار بود با جیمین ب...

#خوناشام_کوچولو پارت 38روز مهمانی ویو ا. ت از خواب بیدار شدم...

☆͜͡𝓱𝓮 𝔀𝓪𝓼 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓬𝓸𝓾𝓼𝓲𝓷 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓷ঔৣ͡ ͜ ☆͜͡part_¹²ঔৣ͡ ͜م/ا: آ باشه ...

فیک تهیونگ 🐻 پارت ۱۴

ℳ𝒶𝓃𝓈𝒾ℴ𝓃 ℴ𝒻 𝓋𝒶𝓂℘𝒾𝓇ℯ𝓈🏰🧛🏻𝔓𝔞𝔯𝔱:¹ا/ت ویو:با صدای زنگ ساعتم از خوا...

part:49لینا : یعنی اگه اینو بخواد بهش میدی؟ته : معلومه کوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط