از شاخه ی درد

از شاخه ی درد
مانده تنها برگی
پاییز نشانده است
بجانش مرگی.......................
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

کنار خاطرت ای دوست من و باران و بغض و شعر همه در گیر مهمانی ...

من به یک دوستبه یک یاد که از جانب اوستمن به چند حرف ِ سلامبه...

از شاخه چو افتادم پاییز مرا پوشاند خالی شدم از هر هیچ غربت ک...

از بغض گلو تار تنیدم به سکوت افتاده ام از عطش در عمق برهوت.....

نامی تتو زده تتویی که از گوشه‌ی بدن نامجون دیده میشه به یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط