دلم یه بغل میخواد. . . .

دلم یه بغل میخواد. . . .

یه بغلی که برم توش و حالا حالاها بمونم. . . .

و هی نترسم که الان تموم میشه. . . .

نترسم که همین دقیقه ها تموم میشه. . . .

یه بغل که دستاشو سفت بپیچه دورم. . . .

یه بغل نرم که رو دستش ساعت نبسته باشه. . . .

اون وقت من بتونم یه هفته، یه ماه ، یه سال، یه قرن توش بمونم و هیچ کدوممون ندونیم ساعت چنده. . . .

یه بغلی که بتونم توش تا میتونم گریه کنم. . . .

هق هق. . . .

جای تمام گریه هایی که تو دلم موند و من دلم نیومد تنهایی صاحبشون بشم. . . .

جای همه ی وقت هایی که تا اومدم استارت یه گریه ی اساسی رو بزنم یادم اومد دستهات رو کم دارم

برای پاک کردن اشکام. . ..

دلم بغل مهربونتو میخواد که توش آروم بشم. . . .

بعد یه جایی بین دستایه زنونت و سینه ی گرمت آروم بگیرم وبا لالایی قلبت خوابم ببره. . . .

دلم. . . .

دلم بغل تو رو می خواد اونم برای

همیشه. . . .

دلم میخاد الان مست آغوشه یه مرهم باشم. . ..

نه مست الکل. . . .
دیدگاه ها (۸)

دیگر مرا به معجزه دعوت نمیکنی, با من ز درد حادثه صحبت نمیکنی...

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،برادرم گفت: چرا چتری با خود...

بیا ای بی وفای من.... و امشب را فقط امشب, برای خاطر آن لحظ...

Where do I begin ,To tell the story Of how great a love can ...

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

عشق پنهان

سناریو مایکی پارت اخر

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕جونگکوک:خب لینا من میخام برم سئول( استر...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط