از روزی که مامانمو اینجا دیدم .... دارم روز شماری میکنم ب

از روزی که مامانمو اینجا دیدم .... دارم روز شماری میکنم برای برگشتن به اینجا ...
ولی نه به عنوان همراه...
به عنوانه....
جنازه...
دیدگاه ها (۷۰)

بله دیگه وقتی پسریو نمیتونی بزنی ... باید گازشششش بگیییییریی...

از این پرستارا بیمارستان زیاد بود .... ماشالا از بس ابهت دار...

بعلههههه... دقیقننننننن

عاشقشممم.....دیوونه وار....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط