‍ گفته بودم که لبخند شدی بر لب من

‍ گفته بودم که لبخند شدی بر لب من
عاشـقانه تو پیـوند شـدی در شب من
گفـته بـودم چـه باشی، نـبـاشـی حـالا
غزلی کنـج دلـت گیر، تو از جــانب من
هر چه عشاق، ز یک شعر طلب داشته اند
تو ز من خواه، که معنا شود مـطلـب من
هـر چـه در دل نهـان بود، سـرودم حـالا
عشق شعریست که گیرد تن و قالب من
هـر چـه گفتم در این شـعر نثار قدمت
تو چه زیبا در این شعر شدی صاحب من
دیدگاه ها (۱۴)

عاشقانه های شبنم

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

KIM V

سلام قشنگامذکرعصرقشنگ:#شوق_نگہت_بر_دل_من_معجزه_ها_کرد.هر هفت...

امروز که بیاد رخ زیبای تو بودمدر وصف رخت یک غزل ناب سرودمآما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط