از دخترک فال فروشی پرسیدند:

از دخترک فال فروشی پرسیدند:
چه می کنی ؟


گفت:
از حماقت مردم لقمه نانی در می آورم.

پرسیدند:
چگونه؟

گفت:
من در امروز خود مانده ام !
و مردم فردایشان را از من سراغ می گیرند ! !
👍 👍
دیدگاه ها (۱۲)

حوصلمون پوکید خدایااااااا....

کدومشو؟؟؟؟!!!

واقعا...

دخترک بیشتر ناخون اش را در پشت دستش فشار داد و آروم گفت : نه...

نه احساسی نه آرامشی در سکوت آن اتاق سفید فرو رفته بود تنها ص...

جانگ با حرکاتی تند و سراسیمه، پتوی دیگری را از روی زمین قاپی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط