... و ای بهانه‌ی شیرین‌تر از شکر قندم

... و ای بهانه‌ی شیرین‌تر از شکر قندم
به عشق پاک کسی جز تو دل نمی‌بندم

به دین این‌همه پیغمبر احتیاجی نیست
همین بس است که اینک تویی خداوندم

همین بس است که هرلحظه‌ای که می‌گذرد
گسستنی نشود با دل تو پیوندم

مرا کمک کن ازاین‌پس که گام‌های زمین
نمی‌برند و به مقصد نمی‌رسانندم

همیشه شعر سرودم برای مردم شهر
ولی نه! هیچ‌کدامش نشد خوشایندم

تویی بهانه‌ی این شعر خوب باور کن
که در سرودن این شعرها هنرمندم




نجمه زارع
دیدگاه ها (۶)

نان را از من بگیر ، اگر می خواهی ،هوا را از من بگیر ، اماخند...

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه داردبی‌‌تو حتی مهربانی حال...

'پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیستحـرم و دیـر یکی، سـبحه و...

فرض کن پاک کنی برداشتمو نام تو رااز سر نویس ِ تمام نامه هاو ...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط