ضعف ممنوعه 

ضعف ممنوعه 
Forbidden Weakness

p.52 
(روایت از زبان ا.ت)

---

صبح روز بعد بود. 
آفتاب اومده بود تو اتاق، ولی من هنوز خسته بودم. دیشب بعد از اون همه ماجرا، تا نزدیک صبح بیدار موندم. پیام‌ها کامل قطع شده بودن. از لحظه‌ای که از اتاق اومدم بیرون، دیگه حتی یه ویبره هم نیومد. انگار کسی که تا اون لحظه مدام برام می‌نوشت، یهو محو شده باشه.

از تخت اومدم پایین. موهام رو یه کم مرتب کردم و رفتم سمت در. راهرو خلوت بود. در اتاق جونگ کوک بسته بود. رفتم پایین.

تو آشپزخونه بود که اون رو دیدم. پشت کانتر ایستاده بود و داشت شیر موز می‌خورد. وقتی منو دید، نگاش فقط یه لحظه روی من موند و بعد سریع برگشت به بطری‌ش. هیچی نگفت. حتی صبح بخیر هم نگفت.

من وایستادم. چند ثانیه منتظر موندم شاید چیزی بگه، ولی هیچی. فقط بطری رو گذاشت رو کانتر و از کنارم رد شد. انگار دیشب هیچی نشده بود. انگار اون همه حرف و تنش و پیام و ترس، مال یه شب دیگه بود.

(تو دلم) 
+ شیر موز خان بازم باهام سرد شد، ایشششش مرتیکه دوقطبی تریاکی...(به کوک من میگی تریاکی!؟ باشه ا.ت خان!          شیر موز خان رو هم با ایده نانای جون گذاشتم😁)

بهش نگاه کردم که داره می‌ره سمت پله‌ها. هیچ واکنشی نشون نداد. حتی یه لحظه هم برنگشت.

من آروم رفتم سمت یخچال و یه لیوان آب برداشتم. دست‌هام هنوز یه کم سرد بودن. دیشب فکر می‌کردم بعد از اون همه چیز، حداقل یه ذره رفتارش عوض شده باشه. ولی انگار نه. دوباره همون جونگ کوک سرد و کم‌حرف و بی‌تفاوت برگشته بود.

نشستم پای میز. مامانم از راه رسید و صبح بخیر گفت. منم جواب دادم، ولی حواسم جای دیگه بود. به پله‌ها نگاه می‌کردم. به این‌که دیشب چطور اومد دنبالم و گفت تنها نمون، و حالا چطور رد شد انگار من هوا هستم.

گوشی‌م رو چک کردم. هنوز هیچ پیام جدیدی نبود. سکوت کامل. 
و این سکوت، همراه با سردی دوباره‌ی جونگ کوک، بیشتر از هر تهدیدی اذیتم می‌کرد.

نمی‌دونستم دیشب واقعی بود یا فقط یه کابوس طولانی. 
فقط می‌دونستم که امروز، دوباره همه چیز برگشته بود به خانه‌ی اول............
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۶)

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.53  (روایت از زبان ا.ت)---هن...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.54  (روایت از زبان ا.ت)---هن...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.51  (روایت از زبان ا.ت)---چن...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.50  (روایت از زبان جونگ کوک)...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.87  (روایت از زبان ا.ت)---بع...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.85  (روایت از زبان ا.ت)---سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط