بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
متأسفانه واژۀ وطن نیز مانند واژگان مهمّی چون: دین، محبت، عشق، آزادی، حقوق بشر، صلح و بسیار مورد تحریف و سوء استفاده قرار گرفته است. حتی جملۀ مشهور حُبّ الوَطن مِنَ الایمان، سند روایی ندارد و در چند کتاب مشهوری هم که آمده، بدون سند روایی بیان شده است؛ و به فرض سند صحیح نیز داشته باشد، توضیح داده نشده که مقصود از وطن چیست و وطن به کجا گفته میشود؟ آیا زادگاه، یا محل زیست، یا منطقه رشد، زندگی و یا ...؟دوست داشتن وطن، یک میل فطری میباشد که درحیوانات نیز به صورت غریزی وجود دارد و حتی برای رسیدن به وطن اصلی، هزاران کیلومتر راه میروند، یا پرواز و یا شنا میکنند؛و برخی از حیوانات در راه دفاع ازمحدودۀ جغرافیایی خود، با مهاجمین تا حد مرگ می جنگند.
هر نوع گرایش و محبتی، ظاهر و باطن دارد، درجات دارد، مصادیق گوناگون وارتباط و اتصالی به مراتب دیگر دارد. مِثل این که آدمی اشتغال را برای کسب درآمد دوست دارد- درآمد را برای تأمین معاش - تأمین معاش را برای رفاه و لذت دوست دارد و این سلسله ادامه دارد تا به محبوب غایی هر کسی برسد که یا خداست و یا دنیا و مظاهرش.
محبتهای اصلیتر و بزرگتر، در محبتهای فرعی و کوچکتر، تجلی و ظهور دارند؛ چنان که دوستدار علم، حتماً حوزه، دانشگاه، مدرسه، کتاب، معلم و ... را نیز دوست دارد.
حُکما میگویند: حُبّ ذات، حُبّ به آثار ذات را به همراه میآورد و این توصیف درستی است؛ اگر کسی را دوست داشته باشید، هر چه متعلق به او باشد و یا یاد او را زنده کند را نیز دوست خواهید داشت؛ چنان که اگر کسی مادرش را دوست داشته باشد، علایق او، فرزندان او، عکس و نامه او، خانۀ او، شهر او، زبان او و را نیز دوست میدارد.
وطن : وطن اصلی و حقیقیِ تمامی انسان ها، بهشت خدا به عنوان جایگاه، و قُرب الهی به عنوان مقام او می باشد. همیشه و برای همگان، نزدیکی به محبوب، اوج آمال می باشد. البته بسیاری این وطن اصلی را فراموش میکنند؛ ترک وطن می کنند؛ تابعیت وطنی دیگر دنیا را می پذیرند؛ که هرگز وطن آنها نیست و برای یکدیگر باقی نمی مانند.
هنگامی که آدمی میمیرد، دیگر نه ایرانی است، نه عرب، نه اروپایی و نه بلکه مخلوق و بندۀ خداست که یا بهشت وطن او میشود و یا جهنم!
این حبّ به وطن حقیقی، در مراتب پایین تر، نزول و ظهور دارد؛ مانند: حبّ به کشور - حبّ به شهر - حبّ به محله - حبّ به خیابان و کوچه و حبّ به ساختمانی که منزل درآن واقع شده است حبّ به فرهنگ ملی یا بومی حبّ به زبان و اگر این نزول وظهور در مراتب پایین تروحبّ به آنها نبود،(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
متأسفانه واژۀ وطن نیز مانند واژگان مهمّی چون: دین، محبت، عشق، آزادی، حقوق بشر، صلح و بسیار مورد تحریف و سوء استفاده قرار گرفته است. حتی جملۀ مشهور حُبّ الوَطن مِنَ الایمان، سند روایی ندارد و در چند کتاب مشهوری هم که آمده، بدون سند روایی بیان شده است؛ و به فرض سند صحیح نیز داشته باشد، توضیح داده نشده که مقصود از وطن چیست و وطن به کجا گفته میشود؟ آیا زادگاه، یا محل زیست، یا منطقه رشد، زندگی و یا ...؟دوست داشتن وطن، یک میل فطری میباشد که درحیوانات نیز به صورت غریزی وجود دارد و حتی برای رسیدن به وطن اصلی، هزاران کیلومتر راه میروند، یا پرواز و یا شنا میکنند؛و برخی از حیوانات در راه دفاع ازمحدودۀ جغرافیایی خود، با مهاجمین تا حد مرگ می جنگند.
هر نوع گرایش و محبتی، ظاهر و باطن دارد، درجات دارد، مصادیق گوناگون وارتباط و اتصالی به مراتب دیگر دارد. مِثل این که آدمی اشتغال را برای کسب درآمد دوست دارد- درآمد را برای تأمین معاش - تأمین معاش را برای رفاه و لذت دوست دارد و این سلسله ادامه دارد تا به محبوب غایی هر کسی برسد که یا خداست و یا دنیا و مظاهرش.
محبتهای اصلیتر و بزرگتر، در محبتهای فرعی و کوچکتر، تجلی و ظهور دارند؛ چنان که دوستدار علم، حتماً حوزه، دانشگاه، مدرسه، کتاب، معلم و ... را نیز دوست دارد.
حُکما میگویند: حُبّ ذات، حُبّ به آثار ذات را به همراه میآورد و این توصیف درستی است؛ اگر کسی را دوست داشته باشید، هر چه متعلق به او باشد و یا یاد او را زنده کند را نیز دوست خواهید داشت؛ چنان که اگر کسی مادرش را دوست داشته باشد، علایق او، فرزندان او، عکس و نامه او، خانۀ او، شهر او، زبان او و را نیز دوست میدارد.
وطن : وطن اصلی و حقیقیِ تمامی انسان ها، بهشت خدا به عنوان جایگاه، و قُرب الهی به عنوان مقام او می باشد. همیشه و برای همگان، نزدیکی به محبوب، اوج آمال می باشد. البته بسیاری این وطن اصلی را فراموش میکنند؛ ترک وطن می کنند؛ تابعیت وطنی دیگر دنیا را می پذیرند؛ که هرگز وطن آنها نیست و برای یکدیگر باقی نمی مانند.
هنگامی که آدمی میمیرد، دیگر نه ایرانی است، نه عرب، نه اروپایی و نه بلکه مخلوق و بندۀ خداست که یا بهشت وطن او میشود و یا جهنم!
این حبّ به وطن حقیقی، در مراتب پایین تر، نزول و ظهور دارد؛ مانند: حبّ به کشور - حبّ به شهر - حبّ به محله - حبّ به خیابان و کوچه و حبّ به ساختمانی که منزل درآن واقع شده است حبّ به فرهنگ ملی یا بومی حبّ به زبان و اگر این نزول وظهور در مراتب پایین تروحبّ به آنها نبود،(ادامه دارد...)
- ۱۸۹
- ۱۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط