مربی موتور سوار

مربی موتور سوار
part 6


ویو ات .

۱ هفته وقت داشتیم برا تمرین باید هر روز سرکار میرفتم و سخت تمرین میکردم رفتم پیش استاد و گفتم

ات . سلام ، خب راجب به مسابقه

تهیونگ . خودت قبول کردی

ات . میدونم میخوام بگم میتونم وقت اضافه تو باشگاه بمونم برا تمرین ؟

تهیونگ . باشگاه ساعت ۱۰ بسته میشه نمیتونیم

ات . خب جایی رو نمی‌شناسید؟

ته . میتونی بیای خونه ی من اونجا تمرین کنی خودمم نظارت میکنم

ات . عاا خب

ته . تصمیم خودته

ات . اخه مزاحم نشم

ته . فقط ۱ هفتست چیزی نمیشه

ات قبول کرد و قرار شد فردا ساعت ۱۰ شب بعد از تمرینات باشگاه بره خونه تهیونگ

رفت خونه وارد اتاقش شد سریع لباس عوض کرد و ولو شد رو تخت شماره ای رو گرفت

ات . سلام میمون

استیسی . سلاممم ک... من

ات . چه خبر

بعد از حدود نیم ساعت حرف زدن بحث از مربی و باشگاه و ... شد

استیسی . وای ات تو از مربیت خوشت اومدههه

ات . وا چرا چرت و پرت میگی یارو رئیسه مربیمه چرا باید خوشم بیادد

استیسی . خودت میگی جذابه

ات . کصخل میگم تیپش جذابه

استیسی . باشه تو راست میگی

بعد از کمی صحبت کردن تلفن رو قطع کرد و در خونه زده شد
.
.
.
ادامه دارد ....
ببخشید من کم کاری میکنم پارت کم میزارم قول میدم از فردا زیاد بزارم بوس بوس



گذارش شد دوباره گذاشتم
دیدگاه ها (۳)

مربی موتور سوار

مربی موتور سوار

پارت ۱۴شروع :ات : باشه باباته: من میرم بیرون ۳۰ ساعت بعدویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط