تمامت را می‌دانستم ، اما نمی‌توانستم

تمامت را می‌دانستم ، اما نمی‌توانستم
دیدگاه ها (۰)

تو بیا با شیر کاکائو سرد مست کنیم :)

آه از آن آتش که ما در خود زدیم .

الویت هدفام دوری از بقیس !

واسه ما همیشه یدونه کم بود فرق دارم با توعه بدون کمبود

ازدردهایش چیزی نمی گفت من می دانستم کارد،وقتی ب استخوان برسد...

نمی‌دانستم از هرچه بترسم پیش می‌آیدبه هجرانت نباید فکر می‌کر...

خداوندا! اگر به انداه ای که تو از من می دانی، من از خودم می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط