ﻏﺮﻭﺏ ﺳﺎﻋﺖ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﺍﺳﺖ

ﻏﺮﻭﺏ ﺳﺎﻋﺖ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﺍﺳﺖ
ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﺘﺎ ﮔﻠﺪﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ
ﻭ ﻏﻢ ﮐﻤﯽ ﺟﺎﺑﻪ‌ﺟﺎ ﺷﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌ﺍﻡ
ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻪ‌ﺍﻡ
ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ‌ﺍﻡ ﮐﻤﺘﺮ ﺷﻮﺩ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ‌ﺍﻡ
ﮐﻤﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ
ﺍﺗﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺵ ﻗﻔﻞ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ‌ﺍﻡ ﺣﻠﺰﻭﻧﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ‌ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﮐُﺸﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ.
ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺍﺳﻼ‌می
دیدگاه ها (۲)

هیچوقت عشق اولتو رها نکن چون بعد اون دیگه هیچوقت نمیتونی از ...

بعضی وقتا بعضی چیزا برا آدم حسرت میشه ، مثل همین چایی…دهلـــ...

چه انتظار تلخ وچه حس بدیمترسکیکه برای تنها نبودنمنتظر کلاغ ه...

پیرمرد :دلت گرفته؟سرباز :آرهپیرمرد :دل همه میگیره، دل داشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط