پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد.

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد.
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـرف نـزد.
شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد.
غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم.
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد
وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد
صورت پر شده از چین و چروکش یعنی
مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد.
دیدگاه ها (۲)

اعتمادم را گرفتی،باورم را پس بده شمع سوزانت شدم ،خاکسترم را ...

خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خودت م...

ﺑﺎﺯﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﺜﻞ ﻫﺮﺷﺐ ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﻋﺎ ﮐﻦﻧﻢ ﻧﻤﮏ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺑﺸﮑﻦ ﺯﯾﺮ ...

یکی رد شد شبیه او، پر از ابهام و تردیدم؛همین که دیدمش جا خور...

عمومی

فصل اول – پارت بیست‌وچهارمدو ماهِ سکوتبعد از رفتن آن زن، یون...

عشقی دوباره²p²²@(جیغ)تو کی هستی؟_اجوما+خفه شو وگرنه یه گلوله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط