ساعت نزدیکایِ 2 شبه
ساعت نزدیکایِ 2 شبه
طبق معمول نشستم از تُ مینویسم
ازخندهات،چشمات،موهات،کارات،
حرفات نمیدونم میخونیشون اصلا یا نه
ولی بازم مینویسم از تُ
از اون حرفایِ قشنگت که کارخونه قند تو دلم آب میکرد
از نگاهات که حرف زدنو از یادم میبرد
از خندهات که باعث خندهام میشد
از وجودت که آرامشِ وجودم بود
از موهات که ریشه هایِ خوشحالی تو دلم جوونه میزد
از توجهاتت که باعث لبخندام بود
هر چقد هم بگم مثل نوشته هام تمومی نداره:)
#خاص
طبق معمول نشستم از تُ مینویسم
ازخندهات،چشمات،موهات،کارات،
حرفات نمیدونم میخونیشون اصلا یا نه
ولی بازم مینویسم از تُ
از اون حرفایِ قشنگت که کارخونه قند تو دلم آب میکرد
از نگاهات که حرف زدنو از یادم میبرد
از خندهات که باعث خندهام میشد
از وجودت که آرامشِ وجودم بود
از موهات که ریشه هایِ خوشحالی تو دلم جوونه میزد
از توجهاتت که باعث لبخندام بود
هر چقد هم بگم مثل نوشته هام تمومی نداره:)
#خاص
- ۱.۹k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط