خواستم که

خواستم که
بُغض را خجل کنم
خنده را به گریه متصل کنم
واژه را دوباره مشتعل کنم
خواستم که با تو دَرد دل کنم
گریه ام ولی امان نداد ...
دیدگاه ها (۶)

داشتم از دست میرفتم اومدی تو سرنوشتم،حالا با عشق تو دنیا دیگ...

نامه ای با اشک چشمانم نوشتم ، خوانده ای؟من هنوزم یاد تو هستم...

دردلم عشق تومی ماند و من می میرمعاقبت از غم تو ره به جنون م...

اینها هم همان آتش نشان هایی بودن که در خاموش کردن پتروشیمی ب...

بادیگارد part³☆خون همجا رو گرفته بود) تند تر و محکم تر به کا...

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

دو سال پیش ،خواستم کابینتهای آشپزخانه مان را ، که مستعمل شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط