لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود
آسمان می ترکد و آشوب برپا می شود

از لبان بسته ام با مُهر لب هایت ببین
صرف فعل دوستت دارم چه زیبا می شود

در کنارم استکان و دست من در دست توست
تا سحر بیدار بنشینیم اِحیا می شود

تا تو هستی و غزل من عاشقت هستم ولی
وعده های بی خودت امروز و فردا می شود

من عذابم با تو تا روز قیامت هم بجاست
پرده بردارم ز دردم موج دریا می شود

نازخاتون منی از صد هزاران سالِ پیش
بوی جوی مولیانم در تو پیدا می شود
دیدگاه ها (۷)

همه جا هستم و در حال تماشای توام رد پایی به جا مانده ز پاه...

"قلم "شدم بنویسمترانه ای از تو........کنار خستگی ام"عاشقانه ...

من از غریبانه ترین دقایق بارانبرایت لبریزم...و در هجوم دقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط