زندگ صحن رنگین ریاست

زندگے صحنہ رنگین ریاست
هـمه مشتاق به آن مینگریم
عاقبت از پس تقدیر چو باد

روزے از لاشه آن میگذریم
زندگے خاطرہ اے بیش نبود
بهـر ما جز غم و تشویش نبود

به کدام خاطرہ ش خوش باشیم
که ڪدام خاطره ش نیش نبود
دیدگاه ها (۱)

ای غصه مرا دار زدی خسته نباشیآتش به شب تار زدی خسته نباشیای ...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

چشم مست تو عجب جلوه گر بیداد استخم ابروی تو سرمشق کدام استاد...

رهایم نڪن من بہ تو دلخوشمرهایم ڪنی خویش را میڪُشمنباید دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط