انتقام خونین√
انتقام خونین√
فصل دوم√
ادامهی پارت۱√
رومینا اماده شد وسمت فرودگاه رفت چند ساعت بعد رسید کره پیاده شد قبل از اینکه بیادی خونه یهفت خوابه ی دنج خریده بود.زنگ زد به یونگی.
یونگی:بله کیه(سرد).
رومینا:سلام خوبی.
یونگی: شما؟؟(سرد و تعجب).
رومینا:میفهمی آدرس خونتون بهم بده.
یونگی:لزومی نمی بینم که آدرس بدم(سرد).
رومینا:دلت می خواد بکشمت پیشی کوشولو.
یونگی:کی هستی(داد).
رومینا:وا داد نزن.....آدرس بفرست.
یونگی:باشه(سرد).
رومینابا همون لباس هاش رفت سمت فرودگاه.
وی:.چچ....چی رومینا مگه نمرده بودی؟؟(تعجب شدید).
جیهوپ:رومینا هقققق(اومد رومینا روبقل کرد).
رومینا:ولم کنین .....(داد)گربم کجاس؟؟.
آرام:کدوم گر....آها یونگی........و.پپ.پشت سرت.
رومینا آروم برگشت پست سرشودید.
یونگی:رومینا....هقققق....دلم برات.....تنگ هقققققق.....شده .....بود..هققق....بگو دیگه.....هق..نمیری(گریه کرد ورومینا روبقل کرد).
رومینا:اوخخخ.من دورت بگردم نه من دیگه نمیرم عزیزم (پیشونیشو بوس کرد)الان به همتون میگم چی شده.
رومینا همه چیو گفت.
#یعنی الان دختر خالم بچه داره.
رومینا:هه هه فک نمی کنم هنوز شما هارو بخشیده باشم.
یونگی:یعنی من الان باباشدم(ذوق شدید)وییییی باورم نمیشه اونم بابای سه تا بچه چیزه فقط جنسیت چیه؟؟.ولی مرده چقدر ..........(سانسور).
رومینا:نمی دونم هنوز مشخص نشده.مرده رو ولش مهم الانه.
یونگی:اسم اسم انتخاب کردی؟؟.
رومینا:نه هنوز زوده.
جیهوپ:راستی نازنین هم حاملس.
رومینا:جدی (ذوق)خب حالا(یادش اومد باهاشون قهره).
یونگی:ضربه میزنن.
رومینا:نه هنوز.
یونگی:آها لیلیومم دلت چیزی نمی خواد.
رومینا:اه قلبم.
یونگی:چیشده خوبی؟.
رومینا:وای همون لقبی که صدام میکردی.بیا بریم خونمون.
یونگی:اوکی بریم خونه ی تو.
فصل دوم√
ادامهی پارت۱√
رومینا اماده شد وسمت فرودگاه رفت چند ساعت بعد رسید کره پیاده شد قبل از اینکه بیادی خونه یهفت خوابه ی دنج خریده بود.زنگ زد به یونگی.
یونگی:بله کیه(سرد).
رومینا:سلام خوبی.
یونگی: شما؟؟(سرد و تعجب).
رومینا:میفهمی آدرس خونتون بهم بده.
یونگی:لزومی نمی بینم که آدرس بدم(سرد).
رومینا:دلت می خواد بکشمت پیشی کوشولو.
یونگی:کی هستی(داد).
رومینا:وا داد نزن.....آدرس بفرست.
یونگی:باشه(سرد).
رومینابا همون لباس هاش رفت سمت فرودگاه.
وی:.چچ....چی رومینا مگه نمرده بودی؟؟(تعجب شدید).
جیهوپ:رومینا هقققق(اومد رومینا روبقل کرد).
رومینا:ولم کنین .....(داد)گربم کجاس؟؟.
آرام:کدوم گر....آها یونگی........و.پپ.پشت سرت.
رومینا آروم برگشت پست سرشودید.
یونگی:رومینا....هقققق....دلم برات.....تنگ هقققققق.....شده .....بود..هققق....بگو دیگه.....هق..نمیری(گریه کرد ورومینا روبقل کرد).
رومینا:اوخخخ.من دورت بگردم نه من دیگه نمیرم عزیزم (پیشونیشو بوس کرد)الان به همتون میگم چی شده.
رومینا همه چیو گفت.
#یعنی الان دختر خالم بچه داره.
رومینا:هه هه فک نمی کنم هنوز شما هارو بخشیده باشم.
یونگی:یعنی من الان باباشدم(ذوق شدید)وییییی باورم نمیشه اونم بابای سه تا بچه چیزه فقط جنسیت چیه؟؟.ولی مرده چقدر ..........(سانسور).
رومینا:نمی دونم هنوز مشخص نشده.مرده رو ولش مهم الانه.
یونگی:اسم اسم انتخاب کردی؟؟.
رومینا:نه هنوز زوده.
جیهوپ:راستی نازنین هم حاملس.
رومینا:جدی (ذوق)خب حالا(یادش اومد باهاشون قهره).
یونگی:ضربه میزنن.
رومینا:نه هنوز.
یونگی:آها لیلیومم دلت چیزی نمی خواد.
رومینا:اه قلبم.
یونگی:چیشده خوبی؟.
رومینا:وای همون لقبی که صدام میکردی.بیا بریم خونمون.
یونگی:اوکی بریم خونه ی تو.
- ۱۴۰
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط