ناگهان شد

ناگهان شد
که زمین نبض جنونش زد و بعد ،
خونم از حلق به جوش آمد و نابود شدم
درجهانی که پر از فرضیه های
شدن
است
واقعا سوختمو باختمو دود شدم ..
آنکه جان کند و خطر کرد و به بالا نرسید ،
آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد ،
آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید ،
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد ...
دیدگاه ها (۶۸)

بدون عشقنمیشه زندگی کرد ..

جهان از خیابان من چرب تر بودبزرگیه سیاره از من گرفتند بترس ا...

این تهوع که مرا هست تورا خواهد کشتآنچه من خورده ام از حد خود...

از آن لحظه که سمت رفتن دویدی کسی بین ما جزغمی ناگهان نیستبهچ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

﴿ فصل 1قسمت31﴾از زبان باربد از دور دیدم که یک پسره دارد به آ...

my exp.42صدای آژیر ماشین‌های آتش‌نشانی، سکوت شهر رو شکافته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط