قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد

قد کشیدی تا جوانی پابه پایم حیف شد
دست دوران کرد،ازدستت جدایم حیف شد

خوب یادم هست گاهی با مداد قرمزت
رنگ می کردی لبانت را برایم حیف شد

ما دو تا از کوچه های کودکیهای همیم
گرچه حالا تو کجاومن کجایم حیف شد

دستِ من بودولب وابرو وچشم و موی تو
لحظه هاییکه سرت راروی پایم...حیف شد

قدر انگشتان دستم  دوستت  میداشتم
دیر فهمیدم که کم بود ادعایم حیف شد
دیدگاه ها (۱)

.ماشقایقهای باران خورده ایمسیلی ناحق فراوان خورده ایمساقه ی ...

مــن به تومحرم بغلم کن، سردم شده بدجور عزیزم بغلم کن یخ کردم...

مؤذنا به امید که می زنی فریاد؟تو هم بخواب که ما خویش را به خ...

.همه چیز راسیاه سفید می بینماِلا " تو "فرقی باید باشد بین تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط