یک عمر دویدم که شدم همنفس تو

یک عمر دویدم که شدم همنفس تو
حالا نفسم بسته شده با نفـس تو

گر بر سر راهم همگی دانه بریزند
من صید تو ام کی بروم از قفس تو ..😔
دیدگاه ها (۴)

جانا بیا که بی تو دلمٖ را قرار نیست بیشم مجال صبر و سر انتظا...

دردم جوان، زخمم کهن، سوزم هویدا در سخن؛دلدار من پیمان شکن، ب...

#شعر_معاصر 🍂می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بود می‌سوختم از حس...

نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیستحال من بعد وداعت بخدا بحران...

جان من و جان تو بستست به همدیگرهمرنگ شوم از تو گر خیر بود گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط