بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 ̀
#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۵)

اینم کیک تولدم ....

تولدم مبااارک

دلی که با تو شبی مونس و موانس شدچراغ صد شبه و زینت مجالس شدس...

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهتر...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط