تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که میترسم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم

به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم

زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟

چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟

نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند

که این من، این منِ آرام، در مردن به جز اینم
دیدگاه ها (۲)

بارالها…از کوی تو بیرون نشود پای خیالم، نکند فرق به حالم ......

امروز رامی خواهم فیروزه ای باشم،مثل کاشی های خوشرنگ حوض مادر...

عطر ِ تو در هواست ... می آیی یا رفته ای ؟

#مسافر_دمشق.برشی از کتابتوی عالم رؤیا فکر می‌کردم تازه ازدوا...

نمیدانم چرا ، اما تو را هرجا که می بینمکسی انگار می خواهد ز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط