عشقی بی‌نهایت 💓➿

عشقی بی‌نهایت 💓➿
پارت ۱۷
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی‌پاتی اومد کمک نویسنده🗿🎀)

[همچنان داخل باغچه عمارت پروانه...🌸]

{نور نارنجی غروب آروم روی گل‌های سفید و صورتی افتاده بود.🍃☀️}

{تانجیرو و کانائو هنوز آروم کنار هم قدم می‌زدن}

تانجیرو:*با لبخند گفت.* ...امروز روز قشنگیه.

کانائو: *آروم سرش رو تکون داد.* ...آره.

{چند لحظه بعد، یه پروانه‌ی سفید آروم روی گل داخل دست کانائو نشست.🦋🤍}

کانائو: *با ذوق خیلی آرومی گفت.* ...چه قشنگه.

تانجیرو: *با لبخند بهش نگاه کرد.* ...فکر کنم پروانه‌ها هم گل‌های قشنگ رو دوست دارن.

{بعد ناخودآگاه نگاهش روی صورت کانائو موند.}

تانجیرو: ...و لبخندهای قشنگ رو هم.

{کانائو دوباره سرخ شد.😳🌸}

کانائو: خ... خیلی ممنون.

[پشت یکی از درخت‌ها...🌳]

زنیتسو: *دفترچه‌شو باز کرد.* 🗿📝

زنیتسو: *تو ذهنش: «مورد شماره ۹۲: تانجیرو دوباره داشت حرف‌های عاشقانه می‌زد!»🗿✨*

{همون موقع...}

{تق!💥}

آئویی: *دوباره با ملاقه روی سر زنیتسو زد.*مگه نگفتم جاسوسی ممنوعه؟

زنیتسو: نهههههه! این تحقیقات به نفع بشریته!😭💔

آئویی: نه، به نفع فضولیه.

[داخل آشپزخونه...🍚]

اینوسکه: *جلوی دیگ غذا خوابش برده بود.*🗿💔

{غرررر...}

{شکم اینوسکه حتی تو خواب هم صدا داد.🍚}

تانجیرو: *که تازه وارد آشپزخونه شده بود، خنده‌ش گرفت.* باورم نمیشه حتی تو خوابم گرسنه‌ست.

آئویی: *آه کشید.* فکر کنم این دیگه درمان نداره.

{چند دقیقه بعد...}

[دوباره باغچه...🌸]

کانائو: *خیلی آروم گفت.* ...تانجیرو-سان؟

تانجیرو: بله؟

کانائو: ...منم امیدوارم... شما همیشه لبخند بزنین.

{این بار نوبت تانجیرو بود که کاملاً سرخ بشه.😳}

تانجیرو: م... ممنونم!

{هر دو با خجالت به سمت دیگه‌ای نگاه کردن و آروم خندیدن.🤍}

{نسیم ملایمی وزید و گلبرگ‌های سفید بین اون دوتا به پرواز دراومدن.🍃🌸}

ادامه دارد...💓🎀

نویسنده ✍️: خووووووووو🥹💓 این بار کانائو آرزو کرد که تانجیرو هم همیشه لبخند بزنهههههه😭🤍 تازه یه پروانه‌ی سفیدم بهشون سر زددددد🦋✨ زنیتسو بیچاره هم برای دومین بار با ملاقه مورد اصابت قرار گرفتتتت🤣🍳 و اینوسکه هم رسماً جلوی دیگ غذا کمپ زد و خوابش برددددد😂🍚 نظرتون؟🤓🎀 تو کامنت بگینننن🎀 کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
دیدگاه ها (۱)

دختری منظم با پسرکی وحشی 🌸🐗پارت 8️⃣از زبان: نویسنده ✍️ (بازم...

نیمه‌های گمشده 🫂🩵پارت ۳۳از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی‌پاتی ...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت ۱۹از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۶از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی‌پاتی ا...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۱ از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط