"Silent Voice"

"Silent Voice"
¹
مدیر: "کلاس دوزاده_سه ، اتوبوس سفید رنگ ، سریع باشید"
معلم های نماینده هر کلاس ، بچه هارو به صف کرده بودند. و با اعلام معاون به سمت اتوبوس میرفتند.
معلم: "خب ، طبق معمول اسم هاتون رو چهارتا چهارتا میخونم دست هاتون رو ببرید بالا"
معلم: ،" بذار ببینم .. خب ، شین هایونگ، پارک جونگ اون ، کیم تهیونگ، جانگ سوبین"
هرچهار دانش اموز دست هاشون رو بردند بالا و معلم علامتی کنار اسمشون زد، بعد از چند دقیقه کل کلاس چک شد .
معلم: "خب دوباره میخونم اگر کسی جا افتاد یا نیست بگید"
شروع کرد به خوندن دوباره . یکی از دانش اموز های دختر گفت
دانش اموز دختر: "معلم ، اون دختره .. اَه اسمش چی بود .. همون لاله .. اها .. مری ... مری نیستش"
معلم: "یعنی چی؟"
صداش بالا رفت.
معلم: "نیم ساعته دارم اسم میخونم الان میگی ... مسیح خودت کمک کن .. دوست مری کجاست؟ جیون؟"
دانش اموز دختر: "اقا جیون امردوز نیومده .."
معلم: "دست شما درد نکنه"
سریع از اتوبوس رفت پایین .. اون دوباهر باعث دردسر شده بود ...لال بودنش باعث میشد مشکل ساز شه برای مدرسه و دوستاش . با کیفش روی صندلی نشسته بود ... توی راه رو مدرسه منتظر بود تا اعلام کنن و برن سمت اتوبوسی که اون نمیدونست همین حالا هم حاضر به رفتنه .. بدون اون .
~~~~~~~~~~~
دیدگاه ها (۰)

"Silent Voice"پارت دوم²میدویید .. و به سمت سالن مدسه ، رسید ...

حمایت شه @victor66

"صدای خاموش/Silent Voice"در دنیایی که آدم‌ها با صداهایشان ار...

تو مال منی...p1

ماموریت ۰۰۷ صورتی پارت۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط