ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشق

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشق

دعوتم کن تو شبی باز به مهمانی عشق

با من از سبزی احساس خودت حرف بزن

در قدمهای بلند شب یلدائی عشق

من که از خاصیت درد خبردار شدم

می نشینم همه شبها به غزلخوانی عشق

باید از حادثه تا عشق قدم بگذاریم

تا بدانیم دلیل غم پنهانی عشق

تا میان من و تو فاصله ها حیرانند

مختصر می کنم این قصه ی حیرانی عشق.
دیدگاه ها (۱)

سلام عزیزان خوبید انشالله بنده یکی از کاربران قدیمی ویس هستم...

...

چقدر دوستت داشتم.... اما نمی خواستم عاشق باشم!!! ...

سخت است..خیلی سخت...وقتی بدانی او کجای زندگی توست...؟!اما ند...

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط