درخواستی

درخواستی
وقتی هم دانشگاهی بودید و ..
Part:¹
+لونا ..! نه !!( نسبتاً بلند )
& آت حالا یه امروز بیا دیگههه ( چشمام هاش رو گرد می‌کنه که به طرز عجیبی برای آت گوگولی میشه )
+اهه لونا بازم بازم چشمات و اونجوری کردی می‌دونی که نمی تونم نه بگمم( خنده )
&حیح
&هی کیم آت ک_
( حرفش با جسم سنگینی که بهش برخورد نصفه موند‌ )
ویو آت
آه باز هم همون مردتیکه چندش ( چندش خودتی )
/اوه لونا خانم می بینم که باز چشم های کورت رو باز نکردی ( پوزخند )
+هی پارک جیمین ( جدی )
/هوم..؟
&یا آتت بیا بریم الان کلاسمون دیر میشه ( آروم )
+خسته نشودی آنقدر برای این و اون قلدری کردی ؟

/خسته ؟ نوچ نوچ من فقط جایگاه آدمای ظغیف و نشون میدم بهشون ( پوزخند )

درینگ درینگ !
همه قدم هاشون رو تند تر کردن تا به کلاس ها برسن

&یا آت بیا زنگ خورددد
/ترسو ها دوباره دارین فرار میکنید ؟

+ساکت شو لونا باید جوابش و بدم

سعی میکردم جلوی مقاومت های لونا وایسم که پارک جیمین سریع با چیزی که پشت تلفنش شنید دوید رفت
به من داشت می‌گفت ترسو اما ترسو خودش بود لعنتی می‌دونم بزرگ ترین ترسش چیه..
ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

#سناریو : وقتی جلو شون بابا کرم می رقصی 😂نامجون: پشماش ریخته...

درخواستی وقتم هم دانشگاهی بودید و پارت معرفی کاپل : جیمین و‌...

{ددی فاکر}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط