می آیی

می آیی؟
می آیی یک شب
رو به آسمان دراز بکشیم
تو ماه را رصد کنی
من چشمان ماهت را؟
می آیی؟
می آیی گم شویم میان تاریکی شب
تو ستاره ها را بشماری
من گیسوان کهکشانی ات را؟

راستی
وسط رویاهایمان خوابت نبرد؟
چشمان ماهت را که ببندی
من و ستاره ها
باهم
خانه خراب می شویم ...
دیدگاه ها (۱)

خاطراتت، همه ،همچون برگ هایِ پژمرده و بی جانِ پاییزی، از درخ...

دردیست بلند کشیده ازعمق فرو رفته تا اوج.... نگاه تو کوتاه ! ...

تو آزادی هر چیزی بگویی اصلا آزادی بیان قاطع داری مثلا بیا ب...

می خوابم اما تو تمام نمی شوی ؛ همچون نفس تا صبح در من تکرار...

ستاره‌ای در میان تاریکی پارت ۲۸ ادامه 🌌دختر درمان گر: ای وای...

ستاره ای در میان تاریکی پارت 2مثل همیشه باید با وجود خستگی ه...

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط