می خواهم بنویسم

می خواهم بنویسم
از تو 
از ذهن آشفته ام
از دلتنگی هایی که همدم لحظه لحظه هایم می شوند
روزگار غریبیست
اما نه به غریبی روزهایی که نیستی
و نبودنت 
غریب می کند مرا با قلم
افکار می آیند و بی آنکه اسیر جوهر و ورق شوند
از ذهن خسته ام پر می کشند
در انتظارم …
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پروانه جان

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

.می خواهم بنویسماز تو از ذهن آشفته اماز دلتنگی هایی که همدم ...

می خواهم بنویسماز تو از ذهن آشفته اماز دلتنگی هایی که همدم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط